جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

510

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

متحد باشند به هيچ‌وجه نبايد هرگونه يورشى از راه دريا ايشان را نگران سازد و در حقيقت بواسطهء وضع بغرنج فعلى راهها براى يك دستهء كوچك كه خوب آماده و نيك هدايت شده باشد و عزم و اراده‌اى در كار باشد امكان اين هست كه تلاش رخنه كردن از طريق بحر خزر را خنثى كند و اين اقدام همان اندازه خالى از اشكال است كه جلوگيرى از تصرف كردن اهرام بزرگ آسان مىنمايد . در به دو امر پياده كردن افراد كارى سخت دشوار و پردردسر و طولانى خواهد بود ، دشمن مهاجم بايستى از لحظه‌اى كه در آنجا پياده مىشود نفراتى براى بر طرف كردن موانع خويش آماده داشته باشد . حال فرض كنيم كه او پياده شده باشد بىدرنگ از جنگل و مردابهاى پائين نفير گلوله‌ها از كمينگاهها برخواهد خاست « 1 » و اگر اراضى پائين را هم تسخير كند تازه مردابها و دره‌هاى تنگ و گردنه‌هاى نفوذ - ناپذير و پرتگاههاى تند و تيز در پيش خواهد بود و براى هر لشكرى كه نشيب و فرازهاى البرز را با موانع مرتب و پىدرپى طى كرده باشد پيكار كردن قاطع كار آسانى نخواهد بود . بالاخره خيال كنيم كه مقاومت بومىها متروك گرديده و يا درهم شكسته و لشكر مهاجم آن حدود را اشغال كرده باشد باز توقف و استقرار او در آنجا بواسطهء كارشكنى روستائيان و يا ضرب شست جنگاوران بومى كه با وضع محلى آشنا و در رشتهء نبرد و گريز ورزيده‌اند حتما وضع و حالى مخاطره‌آميز خواهد بود . اين خطرات البته متوجه شخص دشمن است كه با قصد صدمه و آزار پيش آمده باشد و لشكر

--> ( 1 ) - و اين درست پيش‌آمدى است كه در سال 1804 در مراحل نخستين جنگ ايران و روس اتفاق افتاد همان وقتى كه زيزيانف فرمانده نيروى روسى قصد حمله به گيلان كرده بود تا پايتخت را مورد تهديد قرار دهد . وى نفرات خود را در انزلى پياده كرد و چون قايق‌هائى براى حمل آنها از راه مرداب تا رشت پيدا نكرده بود ناچار شد آنها را پياده از وسط مرداب و جنگل حركت دهد كه اهل محل از كمينگاههاى مصون خود ستون روسى را با تفنگ گرفتار و آنها را چنان متلاشى و عاصى كردند كه فرمان عقب‌نشينى صادر و آن اقدام روسها با رسوائى متروك گرديد .